حماسه سیاسی ، حماسه اقتصادی

درباره ما
پيوند ها
آخرين مطالب
آمار وبلاگ
 

 

از فاو و فرات و فکه یادی باید 
در جبهه جنگ نرم، کار جهادی باید 
در راه گذشتن ز حصار تحریم 
این بار حماسه سیاسی و اقتصادی باید

 

وقت پایان کاهلی شده است 
موسم عزم و همدلی شده است 
تا بزن آستین همت را 
سال حماسه سازی شده است

 

بهر پیروزی ایران، جان نثاری می کنیم 
امر رهبر را به روی چشم جاری می کنیم 
بار دیگر از رهنمون مقتدا اطاعت می کنیم 
چشم آقا، حماسه سازی می کنیم

 

از نسل علی، امام و هادی داریم 
هر سال نشانه و نمادی داریم 
فرموده ولی امرمان خامنه ای 
امسال عزم حماسه ملی داریم
 
منبع : راسخون

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

رئیس سازمان اوقاف با اشاره به نامگذاری سال ۱۳۹۲ به سال «حماسه سیاسی» و «حماسه اقتصادی» گفت: خلق حماسه سیاسی بدون «حماسه دینی» امکان پذیر نیست.

 آیین اختتامیه هفدهمین دوره مسابقات سراسری اذان، ابتهال، مدیحه‌سرایی و همخوانی قرآن کریم سه‌شنبه 3 اردیبهشت ماه 1392 و با حضور «سیدمحمد حسینی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و حجت الاسلام «علی محمدی» نماینده ولی‌فقیه و رئیس سازمان اوقاف و امورخیریه در تالار اندیشه حوزه هنری برگزار شد.

بنا بر این گزارش، این مراسم با تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید توسط «امین پویا» قاری بین‌المللی قرآن کریم آغاز شد و حجت‌الاسلام محمدی نخستین سخنران برنامه بود.

ذکر و یاد خدا مایه برکت و رحمت است

حجت‌الاسلام محمدی ذکر و یاد خداوند را مایه برکت و رحمت تعبیر کرد و گفت: آنچه موضوع این برنامه‌ها و مسابقات قرآنی است، ذکر و یاد خداوند است و برای پیروزی در عرصه‌های مختلف باید از ذکر و یاد خدا مدد جست، آنچنان که در آیات متعددی خود قرآن به ما گوشزد کرده که خدا را زیاد یاد کنید، البته مقصود خدا ذکر با برکت است.

وی مدیحه‌سرایی، جمع‌خوانی قرآن، اذان و ابتهال را نوعی ذکر دانست و گفت: مدیحه‌سرایی مدح و منقبت پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) است و از این رو ذکر خدا تعبیر می‌شود همچنین اذان و ابتهال نوعی ذکر است از جانب بنده نسبت به خدا و یا ابتهال که مناجات با خداست، پس باید ضمن اینکه به رقابت می‌پردازیم ذاکر خدا هم باشیم.

رئیس سازمان اوقاف، مسابقه و رقابت با توجه به ذکر خدا را مسابقه صحیح و سالم دانست و گفت: مسابقه و رقابت در جای خود ارزشمند است اما اگر در عرصه رقابت به یاد خدا توجه داشته باشیم نصرت و پیروزی شامل حالمان می‌شود همچنین اگر در مسابقات موفق نشدیم عیب از خدا نیست و باید ایرادات را مرتفع کرد.

محمدی در خصوص فعالیت گروه‌های برتر پس از کسب مقام اظهار داشت: در صورت کسب موفقیت در عرصه مسابقات، نباید به وضع موجود قناعت کرد بلکه باید با استغفار به درگاه الهی به دنبال عرصه‌های بالاتر بود، زیرا استغفار مغفرت الهی است و با کسب مغفرت می‌توان به قله‌های موفقیت رسید.

خلق حماسه سیاسی بدون حماسه دینی امکان پذیر نیست

رئیس سازمان اوقاف با اشاره به نامگذاری سال 1392 به سال «حماسه سیاسی» و «حماسه اقتصادی» گفت: در عرصه قرآن کریم باید حماسه‌های زیادی خلق شود زیرا حماسه سیاسی بدون حماسه فرهنگی و دینی مورد قبول نیست بلکه آن حماسه‌ای مورد تأیید است که برای خدا باشد، همچنین جامعه قرآنی می‌توانند با حضور پرشور و دعوت مردم به حضور در انتخابات در خلق این حماسه سهیم باشند.

وی حماسه اقتصادی بدون رضایت خداوند را حماسه‌ای دور از موفقیت دانست و گفت: فعالیت در عرصه اقتصاد باید برگرفته از موازین قرآن و دین باشد و جامعه قرآنی باید متناسب با تکلیفی که بر عهده دارد در خلق این حماسه فعالیت کند.

باید در مقابل هجمه میلیونی دشمن میلیونی عمل کرد

حجت‌الاسلام محمدی با اشاره به جنگ نرم دشمن و تهاجم فرهنگی اظهار داشت: باید ابتدا ببینیم دشمن چگونه فعالیت می‌کند، زیرا آنها توسط ماهواره و سایت‌های مختلف، میلیون‌ها نفر را روزانه و شبانه مورد تهاجم فرهنگی قرار می‌دهند از این رو ما نیز باید ابتدا فعالیت دشمن را شناسایی و متناسب با آن برنامه‌های خود را اجرا کنیم، همچنین هنگامی که دشمن از طریق رسانه‌هایش میلیون‌ها نفر را مورد هجمه قرار می‌دهد، ما نیز باید میلیونی وارد عرصه شویم.

وی در پایان اعتلای قرآن کریم را نیازمند خلق حماسه دانست و گفت: اعتلای قرآن کریم نیاز به خلق حماسه دارد و از این رو مقام معظم رهبری جامعه قرآنی و مسئولان را به تربیت 10 میلیون حافظ قرآن توصیه کردند.

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

«رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده‌اند كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون۹۱۰۱۰۱... واقعاً يكى از چيزهائى كه ما همه‌مان باید توجه كنیم، به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند.۸۹/۱۰/۰۷»

 

 

 

انتخابات ۹۲ | وظايف رسانه‌ها در انتخابات

گزیده بیانات رهبر انقلاب درباره وظایف رسانه‌ها در انتخابات
 



الف) بایدها
۱- بر سطح آگاهی و تحلیل مردم بیافزایید
مطبوعات در كشور ايران و در نظام جمهورى اسلامى، كجاى كارند؟ كه هستند و چه هستند؟ آيا زايد و سربارى هستند؟ زينت‌المجالسى هستند؟ يا نه؛ يك عنصر حقيقى و مؤثّر و اجتناب‌ناپذير و سازنده‌اند؟ نظر ما، البته، معطوف به نكته دوم و جمله اخير است. ما معتقديم كه مطبوعات براى نظام جمهورى اسلامى، يك مقوله تجمّلاتى و تشريفاتى نيست. بنابراين، افزايش آن، تنوّع آن، كيفيّت يافتن آن، و اگر خطايى دارد، تصحيح آن، جزو كارهاى اساسى در اين نظام است.
نظام جمهورى اسلامى يك نظام مردمى است و كسى نمى‌تواند اين را منكر شود. مخالفين ما هم نمى‌توانند اين را منكر شوند. حداكثر اين است كه مردم را تخطئه مى‌كنند و مى‌گويند «مردم نفهميدند و با اين مسؤولين و اين نظام، صفا كردند.» بالاخره صفاى مردم با اين نظام را نمى‌توانند منكر شوند و اين، مطلب واضحى است. سر و كارِ ما با مردم است؛ پس اين نظام، نظامى است مردمى.
مردم بايد اهل تحليل شوند تا بفهمند كه نظام برايشان مفيد است. آگاهى براى چنين نظامى، مثل آب و هوا، لازم و واجب است. نظام ما، اين گونه است. هر چه مردم بيشتر آگاه باشند، نظام جمهورى اسلامى، بيشتر سود مى‌برد. بنابراين، اين نظام، به آگاه سازى مردم نيازمند است.
مطبوعاتى كه طريق سلامت بپيمايند و بنا بر عناد و بدجنسى نداشته باشند. اين گونه مطبوعات، در هر رشته‌اى قلم بزنند - سياسى باشند، فرهنگى باشند، اقتصادى باشند، درباره مسائل خارجى حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلى حرف بزنند - و هر كارى كه بكنند، به نفع نظام حركت كرده‌اند. چرا؟ چون بر مايه آگاهى مردم مى‌افزايند. موضع مطبوعات در جمهورى اسلامى، اين است.۱۳۷۵/۰۲/۱۳

۲- سه وظیفه عمده: نقد و نظارت، اطلاع‌رسانی و تبادل آراء
براى مطبوعات سه وظيفه عمده قائلم: وظيفه نقد و نظارت، وظيفه اطّلاع رسانى صادقانه و شفّاف، وظيفه طرح و تبادل آراء و افكار در جامعه. معتقدم كه آزادى قلم و بيان، حقِ‌ مسلّم مردم و مطبوعات است. در اين هم هيچ ترديدى ندارم و اين جزو اصول مصرّحه قانون اساسى است. معتقدم اگر جامعه‌اى مطبوعات آزاد و داراى رشد و قلمهاى آزاد و فهميده را از دست بدهد، خيلى چيزهاى ديگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد، يكى از نشانه‌هاى رشد يك ملت و حقيقتاً خودش هم مايه رشد است؛ يعنى از يك طرف رشد و آزادگى ملت، آن را به‌وجود مى‌آورد؛ از طرف ديگر،آن هم به نوبه خود مى‌تواند رشد ملت را افزايش دهد. البته معتقدم در كنار اين ارزش، ارزشها و حقايق ديگرى هم وجود دارد كه با آزادى مطبوعات و آزادى قلم، آن ارزشها نبايد پامال شود. هنر بزرگ اين است كه كسى بتواند هم آزادى را حفظ كند، هم حقيقت را درك كند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسيبها دامنش را نگيرد. بايد اين‌گونه مشى كرد. ۱۳۷۹/۱۲/۰۹

۳- مردم را به انتخاب اصلح تشویق كنید
كسانى كه زبان گويايى دارند، قلم توانايى دارند و آبرويى پيش مردم دارند - كه اين آبرو هم جزو ذخاير الهى است و خداى متعال به هركس داده است، بايد آن را در راه او مصرف كند و به كار ببرد - مردم را توجيه و تشويق كنند و آدمهاى خوب را به آنها معرفى نمايند. ۱۳۷۴/۱۱/۱۴

۴- از انتخابات مانند يك نعمت الهی پاسداری كنید
انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردم‌سالارى دينى است، بايد پشتوانه‌ى امنيت ما باشد. نبايد اجازه داد كه اين چيزى كه ذخيره‌ى امنيت است، پشتوانه‌ى امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند. ديديد، حس كرديد، از نزديك لمس كرديد آن وقتى را كه دشمنان ميخواهند از انتخابات عليه امنيت كشور سوء استفاده كنند. بايد همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سياسى، كسانى كه ميتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند يك نعمت الهى پاسدارى كنند. ۱۳۹۰/۰۶/۰۹

۵- انتقاد، منطقی و واقع‌بینانه باشد
البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحيح اينقدر حرفهاى آشكار وجود دارد كه انسان اگر ذكر آنها را بكند، اصلاً هم غيبت نيست، و ميتواند انسان نقد بكند. بله مسلّم است، امروز يك جريان صحيح و حقّى در جامعه‌ى ما وجود دارد، جريانهاى باطلى هم وجود دارد كه به انواع و اقسام طرق ميخواهند جامعه را خراب كنند، انقلاب را منحرف كنند؛ در اين شكى نيست. آدمهائى هم در رأس اين جريانات هستند. چه لزومى دارد كه انسان به اين آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد كه غيبت اينها را بكند. حرف آشكار اينقدر دارند؛ همان حرفهاى آشكار را بيان بكنند، تبيين بكنند، توضيح بدهند، مطلب روشن خواهد شد. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
امروز متأسفانه انسان مشاهده ميكند كه در بين برخى مسئولين و نخبگان سياسى و غيره كأنه مد شده است كه نگاه، نگاه بدبينانه باشد؛ نگاه منفى باشد؛ نقاط مثبت را نبينند؛ روى نقاط منفى تكيه كنند. در رسانه‌ها و غيررسانه‌ها مرتباً منفى‌بافى ميشود. تا انسان ميگويد هم چرا، ميگويند آقا شما نميگذاريد ما واقعيات را بگوئيم. ميگوئيد سياه‌نمائى است، ميگوئيد فلان است؛ ما ميخواهيم حقايق را بگوئيم. نه، اين يكسونگرى است. خب، اگر فرض بفرمائيد يك واحد توليدى دچار يك اشكالى ميشود و شما ميخواهيد به عنوان يك نگاه واقع‌بينانه آن را بيان كنيد، بسيار خوب، در كنارش مثلاً دو تا واحد توليدى هم ايجاد شده. اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان كنيم، يك جور مسائل كشور را ميفهميم؛ اگر اين نقطه‌ى مثبت را بيان نكنيم، مسائل كشور را جور ديگرى خواهيم فهميد. اگر فقط نقاط منفى را مشاهده كنيم - كه البته نقاط منفى وجود دارد - اين طبعاً واقع‌بينى نيست؛ اين برآورد درستى از اوضاع كشور به ما نخواهد داد؛ منجر به نااميدى ميشود؛ ضرر اجتماعى‌اش هم اين است. ۱۳۹۰/۰۵/۱۶

۶- رسانه‌های اینترنتی هم خود را به قانون مقید كنند
 اين رسانه‌هاى الكترونيكى و اينترنتى متأسفانه موجب شده است كه افراد بى‌محابا عليه يكديگر حرف بزنند، بد بگويند. بايد از طرف مسئولين كشور براى اين هم يك جورى تدبير بشود. ولى عمده اين است كه خود ما مردم، خودمان را مقيد كنيم به اخلاق اسلامى؛ خودمان را مقيد كنيم به قانون. حالا اين حرف من بهانه‌اى نشود براى اينكه يك عده‌اى بروند جوانهاى انقلابى را به عنوان جوانهاى تند، مورد ملامت و شماتت قرار بدهند؛ نه، من همه‌ى جوانهاى غيور كشور را، جوانهاى مؤمنِ انقلابى كشور را فرزندان خودم ميدانم و پشت سر آنها قرار ميگيرم؛ من از جوانان انقلابى و مؤمن و غيور حمايت ميكنم؛ منتها همه را توصيه ميكنم به اين كه در رفتار خود، با اخلاق اسلامى رفتار كنند؛ قانون را مراعات كنند. همه بايد قانون را مراعات كنند. تجسم انقلاب در قانون جمهورى اسلامى است. ۱۳۹۱/۰۱/۰۱

۷- به یكدیگر حسن ظن داشته باشیم
قرآن كريم ميفرمايد: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خيراً»؛ یعنی وقتى افك را شنيديد چرا به همديگر حسن‌ظن نداشتيد؟ يعنى از اول رد كنيد افك را. [اگر] آمدند به يك نفرى تهمت زدند، يك چيزى را گفتند - حالا يا با عنوان تهمت يا به عنوان غيبت - چرا قبول ميكنيد؟ ببينيد اين كلمه‌ى لولاى تحذيريه در قرآن و در كلام عرب خيلى معناى وسيعى دارد، فقط معنايش «چرا» نيست، كه ما بگوئيم چرا اين كار را نكردى. چراى با تأكيد است. يعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» اين است؛ تحذيريه است. {چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خيراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نيك نداريد، چرا به هم حسن‌ظن نداريد. تا فوراً كسى آمد، شما بگوئيد بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت يقين آن را بداند و نقل بكند. اين درست نيست، اين ممنوع است. اين چيزى كه امروز مورد ابتلاست در جامعه‌ى ما، از همان چيزهائى است كه بايست از همين ادله‌ى غيبت بفهميم كه درست نيست؛ اين وضعى كه وجود دارد درست نيست. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷
 


ب) نبایدها
۱- به خواست دشمن كمك نكنیم
اين‌كه بنده مكرّر به مطبوعات و رسانه‌ها توصيه مى‌كنم كه با مسائل كشور مسؤولانه برخورد كنند، به خاطر همين است. دشمن مى‌خواهد مطالب خود را در بين مردم به‌دروغ و فريب منتشر كند. ما نبايد عامل دشمن شويم و كار دشمن را آسان كنيم و همان چيزى را كه او مى‌خواهد در فضاى فكرى و فرهنگى جامعه ما به وجود آورد، در داخل كشور به وسيله مطبوعات، رسانه‌ها و تريبونها به خورد مردم دهيم. اين خطاى بسيار بزرگى است. اگر عمداً و با توجّه صورت گيرد، خيانت بزرگى است و اگر از روى غفلت باشد، خطاى بزرگى است. بايد خيلى آگاه و مراقب بود. ۱۳۸۱/۰۵/۰۵
از گویندگان و نویسندگانى كه توفیق سخن گفتن با مردم را دارند، درخواست مى‌كنم كه همواره خدا را در نظر داشته، حقیقت را بیان كنند و با سخنان خلاف واقع یا تكیه بر گمان واهى، خداى ناخواسته، به تبلیغات دشمن كمك نكرده؛ كام شیرین مردم را تلخ نكنند. ۱۳۷۱/۰۱/۲۷
همه بايد مراقب باشند. در كشور، كسانى كه اهل نوشتنند، اصحاب مطبوعات، كسانى كه رسانه‌ها دست آنهاست، كسانى كه تريبونها دست آنهاست، مراقب باشند به اين خواست دشمنان كمك نكنند. بعضى دانسته، بعضى ندانسته، با اظهارنظرهاشان، با حرفهاشان، به خواست دشمن كمك ميكنند؛ بايد همه مراقب باشند. دشمن امروز ميخواهد از جمهورى اسلامى يك چهره‌ى نامطلوبى به ملتهاى منطقه نشان بدهد تا آنها به اين طرف سوق داده نشوند و خط ايستادگى در مقابل استكبار - كه خصوصيت ملت ايران است - در ميان آنها رواج پيدا نكند؛ لذا ما بايد مراقب باشيم. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷

۲- ذهن مردم را مشغول مسائل فرعی نكنید
اينكه ما اين همه عرض ميكنيم، توصيه ميكنيم، تأكيد ميكنيم، هم به مسئولين، هم به مردم، كه خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نكنيد، براى خاطر اين است. اينكه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پايگاه‌هاى اينترنتى كه امروز رواج پيدا كرده است، هى سفارش ميكنيم كه از وارد كردن حرفها و مطالب نادرست - كه ذهن مردم را مشغول ميكند - به فضاى ذهنى مردم پرهيز كنيد، به خاطر اين است. ۱۳۹۱/۱۰/۱۹

۳- مردم را نسبت به انتخابات دلسرد نكنید
مبادا در روزنامه یا در رسانه‌یى - به هر نحوش - یا در تبلیغاتى، طورى حرف زده بشود كه مردم را نسبت به انتخابات دودل بكنند. البته این مردم دودل نمى‌شوند. این مردم نشان داده‌اند كه در مقابل توطئه‌هاى دشمن، هوشیارانه عمل مى‌كنند؛ مخالفان انقلاب اسلامى هم این را مى‌دانند؛ اما بالاخره تبلیغات و تلاشهاى خودشان را مى‌كنند. مبادا كسانى در داخل محدوده‌ى نظام اسلامى پیدا بشوند كه به این خواسته‌ى دشمن كمك كنند؛ به علت اختلافى كه با زید و عمرو و بكرى دارند، براى خاطر یك امر جزیى، كم‌اهمیت و احیاناً شخصى یا گروهى، بیایند مردم را نسبت به این حقیقت عظیم - كه حضور آن‌ها را در صحنه نشان مى‌دهد - مردد و دلسرد بكنند. ۱۳۷۰/۱۰/۱۹

۴- اعتماد به نفس مردم نباید شكسته شود
انسان جايزالخطاست؛ بايد تلاش كند خطا نكند يا كمتر بكند. كسانى هم كه خطاى طرف مقابل را مى‌بينند، بايد دلسوزى كنند و خطا را به گوش او برسانند؛ اما هوچيگرى كردن، مردم را دلسرد كردن، اعتماد به نفس مردم را شكستن، آنها را نااميد كردن نسبت به آينده، هيچ روا نيست. اين خطاب من به همه است؛ هم به مطبوعات، هم به رسانه‌ها، هم به مسئولين، هم به كسانى كه منبرهاى گوناگون خطابه و سخن گفتنِ با مردم را دارند؛ در مجلس، در نماز جمعه، در جاهاى ديگر، در دانشگاه‌ها. اين چيزى است كه بحث مصلحت كشور است؛ بايد مصلحت كشور را رعايت كرد. اين هم يكى از آن راه‌هاى مقابله‌ى [دشمن] با اعتماد به نفس ملى است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳

۵- از اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر شود
 حالا بعضى‌ها - چه مطبوعات، چه بعضى از عناصر گوناگون - توصيه‌پذير نيستند؛ آنها از ما توصيه نميخواهند؛ معلوم نيست سياستهاى بعضى از اين دستگاه‌ها و مطبوعات و رسانه‌ها را كى معين ميكند و كجا معين ميشود - نانشان در ايجاد اختلاف است - اما آن كسانى كه مصالح كشور را ميخواهند، مايلند حقائق را غالب كنند، من توصيه‌ام به آنها اين است كه از اين اختلافات جزئى و غير اصولى صرف نظر كنند. شايعه‌سازى و شايعه‌پراكنى درست نيست. انسان مى‌بيند صريحاً و علناً به مسئولين كشور - كسانى كه بارهاى كشور را بر دوش دارند - تهمت ميزنند، نسبت به اينها شايعه‌سازى ميكنند؛ فرق هم نميكند، چه رئيس جمهور باشد، چه رئيس مجلس باشد، چه رئيس مجمع تشخيص مصلحت باشد، چه رئيس قوه‌ى قضائيه باشد؛ اينها مسئولين كشورند. مسئولين كشور كسانى هستند كه زمام يك كارى به اينها سپرده است؛ مردم بايد به اينها اعتماد داشته باشند، حسن ظن داشته باشند. نبايد شايعه‌پراكنى كرد؛ دشمن اين را ميخواهد. دشمن ميخواهد شايعه‌پراكنى كند؛ ميخواهد دلها را نسبت به يكديگر، نسبت به مسئولين بدبين كند. ۱۳۸۸/۰۹/۰۴
اعمال و گفتار تفرقه‌انگيز و دلسردكننده از هر كسى صادر شود، خيانت به امام و اسلام است. از حضرات نمايندگان محترم مجلس شوراى اسلامى، ائمه‌ى محترم جمعه، گويندگان مذهبى و رسانه‌هاى عمومى تقاضا مى‌كنم همگان را به اين وظيفه‌ى انقلابى توجه دهند؛ و البته ضمانت اصلى براى اين كار، آحاد مردم حزب‌اللَّه‌اند كه با مشاهده‌ى تخلف از اين وظيفه‌ى الهى، موظف به نهى ازمنكر و اعراض از متخلفين مى‌باشند. ۱۳۶۸/۰۴/۲۳

۶- نقاط برجسته ملت تضعیف نشود
آن كسانى هم كه داراى تريبونهاى گفتن هستند، داراى رسانه هستند، صدايشان در جامعه شنيده ميشود، سعى كنند نقاط برجسته‌ى اين ملت را طبق ميل دشمن كوچك نكنند، تضعيف نكنند، كمرنگ نكنند. اين هوشيارى ملت ايران بايد همواره محفوظ بماند. ۱۳۹۰/۰۷/۲۷

۷- هر خبرى گفتنى نيست
بعضى از خبرهاى دنيا، براى مردم ما اصلاً جالب نيست. حالا دانستند، دانستند؛ ندانستند، ندانستند. طبيعتاً اين خبرها حذف مى‌شود. بعضى از خبرها، اصلاً مضر است. حادثه‌يى را در جايى درست مى‌كنند و ميليونها و ميلياردها دلار خرج مى‌كنند، تا آن را به گوش ما برسانند. آنگاه ما بياييم، همين حادثه را از طريق رسانه‌هاى گروهى خودمان، به گوش مردممان برسانيم! آيا اين عاقلانه است؟!۶۹/۱۲/۲۱

۸- هتك آبروی افراد جایز نیست
از طرف علاقه‌مندان به نامزدهاى انتخاباتى گوناگون، بداخلاقیهاى انتخاباتى، شایسته‌ى ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدمهاى مؤمن را، مصونیت‌دار از لحاظ اسلامى و شرعى را؛ در معرض هتك آبرو قرار دادن در شبنامه‌ها، در مطبوعات، در پایگاههاى اینترنتى و غیره، این‌ها اصلاً مصلحت نیست. من به طور جد از همه‌ى كسانى كه نسبت به نامزدهاى مختلف علاقه‌مندى‌اى دارند، درخواست می‌كنم، اصرار می‌كنم كه این علاقه‌مندى خودتان را از راه تخریب دیگران، اهانت به دیگران، متهم كردن دیگران نشان ندهید. هرچه می‌خواهید، از نامزد مورد علاقه‌ى خودتان تمجید كنید، تعریف كنید؛ اما دیگران را تخریب نكنید. این علامت بدى است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۲

۹- تهمت به نظام، گناهی بالاتر از تهمت به افراد است
فضا را نبايد از تهمت و از گمان سوء پر كرد. قرآن كريم ميفرمايد: «لو لا اذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بانفسهم خيرا»؛ وقتى ميشنويد كه يكى را متهم ميكنند، چرا به همديگر حسن ظن نداريد؟ تكليف دستگاه اجرائى و قضائى به جاى خود محفوظ است. دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى اجرائى بايد مجرم را تعقيب كنند، دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى قضائى بايد مجرم را محكوم و مجازات كنند؛ با همان روشى كه ثابت ميشود و در قوانين اسلامى و قوانين عرفى ما هست و هيچ هم در اين زمينه نبايد كوتاه بيايند؛ اما مجازات مجرم كه از طرق قانونى جرم او ثابت شده است، غير از اين است كه به گمان، به خيال، به تهمت، يكى را متهم كنيم، بدنام كنيم، توى جامعه دهن به دهن بگردانيم. اينكه نميشود. اين فضا، فضاى درستى نيست. يا ديگران - خارجى‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، بيگانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها، تلويزيونهاى مغرض - عليه كسى يا كسانى حرفى بزنند، ادعا كنند كه اينها فلان جا خيانت كردند، فلان جا خطا كردند؛ ما هم عين همان را پخش كنيم. اين، ظلم است؛ اين، مورد قبول نيست. رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى بيگانه كِى دلشان براى ما سوخته است؟ كِى خواسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند حقائق در مورد ما روشن بشود، كه در اين مورد بيايند حقيقت را گفته باشند؟ ميگويند، حرفهائى ميزنند، ادعاهائى ميكنند. نبايد گفت اينها شفافيت است. اين، شفافيت نيست؛ اين، كدر كردن فضاست. شفافيت معنايش اين است كه مسئول در جمهورى اسلامى عملكرد خودش را به طور واضح در اختيار مردم قرار بدهد؛ اين معناى شفافيت است، بايد هم بكنند؛ اما اينكه ما بيائيم اين و آن را بدون اينكه اثبات شده باشد، بگيريم زير بار فشار تهمت و چيزهائى را به آنها نسبت بدهيم كه ممكن است در واقع راست باشد، اما تا مادامى كه ثابت نشده است، ما حق نداريم آن را بيان كنيم؛ اين آن را متهم كند، آن اين را متهم كند؛ از رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى بيگانه - رسانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى مغرض انگليس - شاهد برايش بياوريم، بعد هم يك نفر از آن طرف پيدا بشود و كل نظام را به امورى كه شايسته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى نظام اسلامى نيست و نظام اسلامى شأنش بسيار بالاتر است از اين چيزهائى كه بعضى به نظام اسلامى نسبت ميدهند، متهم بكند، اين اشكال بر آنها بيشتر هم وارد است. تهمت زدن به يك شخص گناه است، تهمت زدن به يك نظام اسلامى، به يك مجموعه، گناه بسيار بزرگترى است. پروردگارا ! با تقواى خود ما را از اين گناهان دور كن. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

۱۰- یكدیگر را متهم نكنید
به اخلاق خودمان هم برسيم. اخلاق اهميتش از عمل هم بيشتر است. فضاى جامعه را فضاى برادرى، مهربانى، حسن ظن قرار بدهيم. من هيچ موافق نيستم با اينكه فضاى جامعه را فضاى سوءظن و فضاى بدگمانى قرار بدهيم. اين عادات را از خودمان بايد دور كنيم. اينكه متأسفانه باب شده كه روزنامه و رسانه و دستگاه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاى گوناگون ارتباطى - كه امروز روزبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌روز هم بيشتر و گسترده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر و پيچيده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تر ميشود - روشى را در پيش گرفته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اند براى متهم كردن يكديگر، اين چيز خوبى نيست؛ اين چيز خوبى نيست، دل ما را تاريك ميكند، فضاى زندگى ما را ظلمانى ميكند. هيچ منافات ندارد كه گنهكار تاوان گناه خودش را ببيند، اما فضا، فضاى اشاعه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ى گناه نباشد؛ تهمت زدن، ديگران را متهم كردن به شايعات، به خيالات. ۱۳۸۸/۰۶/۲۹

۱۱- غیبت در رسانه‌ها و وبلاگها جایز نیست 
اينى كه اصلاً اين كار [غیبت] جايز است يا جايز نيست ولو به قصد اصلاح باشد، اين را نميشود به طور مطلق يك چنين چيزى را پابند شد؛ كه ما بگوئيم ما چون ميخواهيم در امر جامعه اصلاح كنيم، پس زيدى را، عمروى را يا يك جريانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهيم، غيبت كنيم؛ حالا آن كسانى كه اين كارها را ميكنند، خيلى اوقات به غيبت هم اكتفاء نميكنند؛ خب، ملاحظه ميكنيد ديگر. گاهى چيزهائى را مى‌آورند كه معلوم نيست حدِّ غيبت بر او صادق باشد؛ شايد مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غير علم است، مصداق سبّ و شتم است؛ نميشود اين را گفت كه اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراين اين جايز است براى او، نه؛ موارد استثناء همان مواردى است كه [در كتب فقهی] ذكر شده است.
منتها بايد اين موارد صدق كند، احراز بشود. اين خیلی مهم است. واقعاً يكى از چيزهائى كه ما همه‌مان [باید توجه كنیم]، به مردم هم بايد بگوئيم، ياد بدهيم كه توجه بكنند اين است كه: به صرف توهم اين كه حالا اين كار مصلحت دارد، دستشان را، يا قلمشان را، يا وبلاگشان را آزاد نكنند كه هر چه به دهنشان آمد، آن را بگويند؛ اينجور نيست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همين حكم است. يعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن كاغذ است، كتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غيبت شامل همه‌ى اينها ميشود؛ يعنى ملاك استماع در اينها وجود دارد مسلّماً. شنيدن به گوش خصوصيتى ندارد، خواندن تو نامه هم عين همان است كه ما در بحث استماع اين را تأكيد كرديم و عرض كرديم.
خب، دوربين هم همين جور است. فرض كنيد كه اگر چنانچه انسان يك خطائى را از كسى ديد، اين را رفت با دوربين ثبت كرد، بعد آمد يك جائى نشان داد؛ اين هم همان است ديگر، چه فرقى ميكند؟ يعنى بايستى واقعاً به اینها توجه كرد. محيط را بايد محيط اخلاقى كرد. ما اگر بخواهيم جامعه را اصلاح بكنيم، اين اصلاح فقط به اين نيست كه انسان از افراد غيبت بكند. راه‌هاى ديگرى هم وجود دارد. حالا من غيبت را عرض ميكنم. فضلاً از تهمت و افتراء و اينها. ۱۳۸۹/۱۰/۰۷

۱۲- هوچيگرى رسانه‌اى ممنوع!
يكى از راه‌ها - كه اين راه سوم را هم غربى‌ها بشدت در اين سالها دنبال كردند - مسئله‌ى هوچيگرى است؛ هوچيگرى مطبوعاتى. آدم خيال ميكند كه هو كردن افراد مال محدوده‌هاى خاصى از مردم است، توى مجامع خاصى؛ نخير، در سطح بين‌الملل يكى از كارهائى كه بسيار رايج است، هوچيگرى است؛ هوچيگرى رسانه‌اى. امروز امكانات رسانه‌اى هم فراوان است. ۱۳۸۶/۱۰/۱۳

۱۳از بى‌احترامى به شوراى نگهبان پرهیز شود
مبادا خداى نكرده كسى از هيأتهاى نظّار در گوشه‌اى از كشور كارى كند كه دهان بدخواهى را باز كند و احترام شوراى نگهبان هتك شود؛ يا در بيان مطالب طورى حرف زده شود كه احياناً كسانى به عنوان اعتراض - نه از سر خيرخواهى - حرمت شوراى نگهبان را هتك كنند. كسانى هم كه در بيرون اين مجموعه هستند، همين‌طور بايد رعايت كنند. آنهايى كه قلمى به‌دستشان هست، تريبونى در اختيارشان هست، بفهمند كه اعتراض كردن، بى‌احترامى كردن و هتك حرمت شوراى نگهبان، خطاى كوچكى نيست. قابل قبول و قابل تحمّل نيست.

 

منبع:KHAMENEI.IR

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

با امید پیروزی شما در سال حماسه سیاسی و اقتصادی، لطف روزگار بر ایامتان مقرر، نوروزتان با شادی و صفا باد.

 


 

بهر پیروزی ایران عدل و دادی می کنم 
از همه فرمایش رهبر اطاعت می کنم 
امر کردی رهبرا بر روی چشمان ترم 
عزم حماسه سیاسی و اقتصادی می کنم

 

از لطف خدا به دل نمادی داریم 
بر دفع بدی چراغ و هادی داریم 
در سال حماسه سیاسی و اقتصادی گوییم 
عشق است که رهبری فرزانه داریم

 

برخیز که فخر همت اقلیم شویم 
در نزد خدا و خلق تکریم شویم 
فرمود حماسه ساز شویم 
تا شاهد مرگ طرح تحریم شویم

 

خار در چشم دشمن و ایادی می کنیم 
زیر سایه ی ولی، احساس شادی می کنیم 
کوری چشم سران فتنه و بیگانگان 
امسال حماسه سازی می کنیم

 

باز هم با امر رهبر تجدید بیعت می کنیم 
عرصه ی تولید ملی را حمایت می کنیم 
امر رهبر را به روی چشم جاری می کنیم 

آقای من، ما تمام هستی خود را فدایت می کنیم

منبع : راسخون


 

 

 

 

 

 

 






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

افزایش جمعیت ورشد شتابنده آن موجب شده که افزایش تولید محصولات استراتژیک زراعی ، قابل لمس نباشد.

 
گندم ، برنج وذرت سه محصول استراتژیک زراعی کشورما یه شمار می آیندکه درحال حاضر بیش از پنجاه درصد ازکالری مصرفی کل جمعیت کشوررا تامین می کنند ودرنوع خود ازمواد غذائی مهم روزمره خانوار ایرانی محسوب می شوند.
رشد بالای جمعیت کشورما ، موجب شده که شیرینی درخورتوجه رشد تولیدات سالانه برنج، گندم وذرت که حاصل سختکوشی روستائیان بوده ، درذائقه ها ملموس نشود.
اما ازمناطقی که هرساله به زیر کشت برنج ، گندم وجو می رود ، جلگه حاصلخیز غرب گیلان( ازهشتپر طوالش تا آستارا) است که هرچه به سمت ناحیه کوهستانی تالش می رویم ، کشت این محصولات بیشتر دیده می شود. میزان برداشت برنج، گندم ، جو وذرت درمناطق روستائی گیلان نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته است ، اما افزایش جمعیت ورشد شتابنده آن درنواحی غرب گیلان موجب شده که افزایش تولید محصولات استراتژیک زراعی ، دراین منطقه وسیع، قابل لمس نباشد.
دکتر نصرالله مولائی ، مهمترین مسائل جمعیتی در روند تحولات جمعیتی نواحی غرب استان گیلان را در این نکات می داند:
الف) افزایش جمعیت ورشد بالای آن.
ب) هدایت جریان جمعیت به سوی قطبی شدن سکونت گاه درمراکز شهرستان ونقاط شهری.
ج) مهاجرت درون ناحیه ای وبرون ناحیه ای ازنقاط روستائی به روستاهای برخوردار وپرجمعیت درسایر نواحی گیلان.
د) افزایش بیکاری درسطح ناحیه.
ه) عدم تعادل جمعیتی ، امکانات وخدمات درغرب وشرق گیلان که براثر عدم نظم منطقی درسکونت گاههای جمعیتی استان گیلان به وجود آمده است.
اراضی غرب استان گیلان برای کشت محصولات استراتژیک زراعی (برنج، گندم وذرت) مستعد به نظر می رسند واین ازاضی به سبب همسایگی با استان اردبیل که مسیر ارنباطی منطقه با مرکز کشور به شمار می رود ونیز برخورداری ازجلگه های حاصلخیز ، کوهپایه ها ، کوهستانهای سرسبز ودریا از موقعیت ممتازی برخوردار هستند.
خاک های حاصلخیز جلگه ای ، پوشش گیاهی جنگلی با مراتع غنی برای امورکشاورزی ازقبیل زراعت برنج ، باغداری ، زنبورداری ودامداری از ویژگی های عمده اراضی غرب استان گیلان به شمار می روند.
غرب استان گیلان ازنظر توزیع جمعیت بافت روستائی دارد ، ولی مهاجرت ازروستاها به شهرها وتبدیل برخی از روستاها به مناطق شهری ، درصد جمعیت روستائی آن را کاهش داده است.
با توجه به طرح مسائل فوق وآگاهی ازچندوچون جمعیت وشناخت ابعاد، ساختار وگستردگی وتحولات آن ، ازابزار مهم تصمیم گیری وبرنامه ریزی برای توسعه کشور به شمار می آید.


برگرفته از: ماهنامه کشاورزی ، علمی ، اقتصادی و انتقادی کشاورز






نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

یکی از بزرگترین چالش هائی که اقتصاد وصنعت کشور با آن مواجه شده جهانی شدن اقتصاد است . درسایه تحولات تکنولوژیک درزمینه ارتباطات ، اطلاعات وحمل ونقل ، امروزه بیش از هرزمان دیگر ، زمینه بسط تجارت وسازماندهی تولید درمقیاس جهانی توسط شرکت های فراملیتی فراهم آمده وسیاست دولت ها درآزادسازی تجارت بین المللی وآزادسازی جریان سرمایه درسطح جهانی ، بهره گیری ازفرصت های جدید را تسهیل کرده است ، امروزه ما شاهد نقش روزافزون شرکت های بین المللی درتولید وتجارت جهانی هستیم . این شرکت ها ازطریق ادغام ها واکتساب ها وسرمایه گذاری درپروژه های جدید ، سهم بزرگی درتوزیع و توزیع مجدد جغرافیائی فعالیت های صنعت ومعدنی دارند.سازمان های مالی بین المللی مانند بانک جهانی وصندوق بین المللی پول وسازمان تجارت جهانی درواقع درشکل دادن به فرایند جهانی شدن وتوزیع منافع آن نقش مهم دارند. یکی از پیامد های جهانی شدن این است که دراین فضای جدید بین المللی ازنقش دولت های ملی درعرصه های سیاسی ، اقتصادی ، نظامی وفرهنگی به تدریج کاسته می شودوتحولات جهانی ، نقش بارزتری درتعیین سرنوشت ملل می یابند.ازآنجا که پیامد این تحولات براقتصاد وصنعت کشور بسیار تعیین کننده است ضرورت در فرصت ها وتهدید های ناشی ازآن به درستی ارزیابی واستراتژی وسیاست های مناسبی درقبال آن اتخاذ شود.بخش صنعت ومعدن کشور به دلیل عقب ماندگی علمی وفنی وبهره وری پائین عوامل تولید درآن، آمادگی لازم برای رقابت با محصولات وارداتی راحتی دردرون مرزهای ملی ندارد تا چه رسد به رقابت درسطح بین المللی دربازارهای صادراتی.به رغم ایجاد موانع تعرفه ای وغیر تعرفه ای ، امروزه فشار ازناحیه محصولاتی که به طورقاچاق وارد کشور می شوند ، تعدادی ازصنایع داخلی را دچار زیان کرده است . این امر آسیب پذیری اقتصاد کشوررا ازناحیه رقابت خارجی به وضوح نشان می دهد.درعین حال صنایع کشور برای ورود به بازار جهانی نیازمند برخورداری از شرایط مشابه تجاری با رقبای خود هستند وبرای این منظور عضویت درسازمان تجارت جهانی ضروری است. اما عضویت دراین سازمان مستلزم اعمال اصلاحات درسیاست های ارزی وتجاری کشور است که یکی ازآنها تبدیل موانع غیر تعرفه ای تجارت به تعرفه محسوب می شود.گام بعدی کاهش تدریجی تعرفه های گمرگی وحرکت به سمت تجارت آزاد است. تطبیق قانون سرمایه گذاری خارجی با مقررات ((دور اروگوئه)) وپذیرش حقوق مالکیت معنوی نیز ازجمله دیگر تبعات عضویت درسازمان جهانی است.درواقع با پذیرش قواعد بازی باید بسیاری از قوانین کشور ، ازجمله بندهائی ازقانون اساسی درطول زمان تغییر یابد. دردرازمدت یکی ازتبعات جهانی شدن ، یکسان سازی بسیاری ازقوانین تجاری ومقررات اقتصادی ازجمله، رسیدگی به دعاوی تجاری ، سرمایه گذاری ، روابط کار، مقررات زیست محیطی ، مالیاتها ویارانه ها است. همین مسئله انتخاب های موجود درپیش پای دولتهای ملی را برای سیاستگذاری صنعتی به شدت محدود می کند.واقعیت این است که درمحیط جهانی کنونی ما فرصت اندکی برای حمایت صنعتی وپرکردن شکاف تکنولوژیک خود با دنیای پیشرفته داریم واگر ازاین فرصت باقی مانده به درستی بهره گیری نکنیم درتقسیم کارجهانی جایگاه مناسبی به دست نخواهیم آوردوبا تبدیل کشور به صادرکننده تک محصولی نفت درآینده شانس خوبی برای صنعتی شدن نخواهیم داشت . به این ترتیب ازفرصت جهانی شدن سود نخواهیم برد ولی درمعرض زیانهای ناشی ازآن به صورت صنعت زدائی خواهیم بود.
برگرفته از : مجله كارآفرين





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

نگاهی بر خصوصی سازی:اصطلاح ((خصوصی سازی )) به هرگونه انتقال فعالیت ازبخش عمومی به بخش خصوصی اطلاق می شود.این امر می تواند فقط درارتباط با داخل کردن سرمایه یا فن مدیریت خصوصی درفعالیت بخش عمومی باشد، اما نوعا" بیشتر انتقال مالکیت ازبنگاههای عمومی به بخش خصوصی را شامل می شود.خصوصی سازی به عنوان یک سیاست اقتصادی ، براین عقیده استوار است که مالکیت وکنترل خصوصی ازنظر تخصیص منابع نسبت به مالکیت عمومی کارآتر می باشد. دراینجا یک پیش فرض وجوددارد وآن اینکه بنگاههای دولتی وخصوصی ساختارهای انگیزه ای متفاوتی دارندوبنابراین کارآئیهای متفاوتی نیز ازآنها منتج خواهد شد.نظریه آکادمیک سنتی ازاین قراربوده که وقتی بخشهای دولتی وخصوصی برحسب هزینه های تولید کالاهای مشابه مقایسه شوند، بخش خصوصی عملکرد بهتری نسبت به بخش دولتی خواهد داشت. به هرحال جنین نتایجی باید با احتیاط مورد بحث وبررسی قرار گیرند، چراکه اخیرا" محققین به نتایج متناقضی دربررسی موضوعات مشابه رسیده اند که آشکار می کند لزوما" یک ارتباط سیستماتیک بین مالکیت خصوصی وکارآئی هزینه های یک بنگاه خصوصی وجودندارد.خصوصی سازی به عنوان یک موضوع سیاسی ، بی نهایت مخالفت برانگیز است ، چراکه نشان دهنده اصلاحی است که توزیع مجددی دردرآمدها ومعمولا" یک تغییر درالگوهای اشتغال را الزامی می کند. خصوصی سازی لزوما" سودهای انحصاری را ازبین نمی برد، حالا اگر اصلا" یک بنگاه دولتی ازچنین سودهایی برخوردار بوده باشد ، اما برای سودهائی که قبلا" دربازار غیرقابل مبادله بودند حق مطالبه ای ایجاد می کند . دولتی که قصد خصوصی سازی دارد باید این اثرات توزیع مجدد را به حساب آورد، بخصوص باید مطمئن شود که آنهائی که ازداخل شرکت ممکن است با این اصطلاحات ، مخالفت نمایند ، متقاعد شده اند که چنین تغییری لازم وضروری می باشد.درچه شرایطی خصوصی سازی موفقتر عمل خواهد گرد؟ موضوعات مربوط به مقررات ورقابت ، دردرجه اول اهمیت قرار دارند ، باید یک محیط به نظم درآمده و قانونی ، وجود داشته باشد تا جلوی سوء استفاده موسسات خصوصی شده از وضعیت انحصاری را بگیرد. درصورتیکه بخواهیم تمام منافع کارائی که بالقوه دردسترس هستند ازطریق خصوصی سازی تحقق یابند ، باید اظمینان حاصل کنیم که بازارهای خصوصی شده، قابل رقابت هستند.خصوصیات استاندارد یک بازار قابل رقابت به شرح زیر است :شرکتهای موجود از ورود شرکتهای دیگر به بازار ضربه می خورند .  تمام شرکتها (بالفعل و بالقوه) به شیوه های تولید یکسانی دسترسی دارند( وازاین رو ساختارهای هزینه ای آنها یکسان است ) ، وورود شرکت دیگر با هیچ گونه جبران هزینه برای شرکتی که صنعت را ترک می کند روبه رو نخواهد شد، چراکه هزینه ها قبلا" تقبل شده وغیرقابل برگشت هستند. بنابراین محدودیتها وموانع ورود ، حداقل می باشند.اگر دریک بازار قابل رقابت، تعادل وجودداشته باشد ،خصوصیات زیر پیدا می شود:درهربازار تولید کننده کالاهای متفاوت ، مجموعه وسیعی ازکالاها توسط موسسات یک یا چند محصوله ، تولید خواهد شد که تولید هرکالا ازنظر اقتصادی ، سودی ندارد هیچ سوبسید گسترده ای وجود نخواهد داشت وهزینه های صنعتی به سوی حداقل شدن ، سوق پیدا خواهند کرد.صرفنظر از قابلیت رقابت ، ارتباطی که بعد ازخصوصی سازی بین شرکت ودولت ایجاد می شود نیز باید درنظر گرفته شود. درصورتیکه سرمایه گذاران بخواهند با اطمینان معقولی به پیش بینی نحوه عملکرد احتمالی شرکت بپردازند ، وجود یک رایطه روشن ومفید بین دولت وبخش خصوصی الزامی می باشد، به عبارت دیگر حدود مداخله دولت درزمینه هائی ازقبیل : مقررات ، نرخ گذاری و خدمات عمومی باید بخوبی مشخص شود. یک جنبه مرتبط با این موضوع چگونگی ایجاد ترتیباتی است که برای سرمایه گذاران بالقوه قابل قبول باشد ودرعین حال ازفعالیت شرکت درمقابل منافع عمومی جلوگیری کند. چنانچه بازارها به طورکامل وروشن قابل رقابت باشند، این مشکل احتمالا" به حداقل خواهد رسید.درکشورهای درحال توسعه کوچکتر، ممکن است دولت سهم عمده ای از مالکیت را درشرکتی که درحال خصوصی شدن است حفظ کند . درکشورهای بزرگتر ، ممکن است دولت یک سهم مهم (عمدتا" درحالتی انفعالی) را با حق وتو درموارد خاص که قابل استفاده درشرایط کاملا" مشخص شده برای حمایت ازمنافع عمومی است ، حفظ کند. ملاحظه نهائی ، نحوه فروش واقعی شرکت ونقش بازارهای خارجی وخرده فروشیها می باشد. بسیاری از خصوصی سازیها فروش سهم الشرکه یا سهام است وجه مشخص اکثر خصوصی سازیها این است که فروش سهام ، اغلب درحدی بسیار بیشتر از اندازه ، نوعی عرضه سهام توسط بخش خصوصی است. ویژگی دیگر ، جایگاه سیاسی خصوصی سازی است که دررابطه با آن می باید درباره درصد سهام عرضه شده برای خریداران داخلی درمقابل خریداران خارجی، زمان بندی فروش سهام وتاثیرات بودجه ای فروش براساس خصوصیات خاص هرشرکت ، تصمیماتی اتخاذ شود.درارزیابی از تاثیر بودجه ای خصوصی سازی یک شرکت خاص، توجه به چندین نکته اساسی ضروری است: اهداف برنامه خصوصی سازی ، مواردی ازقبیل : نوع خصوصی سازی ایجاد شده ، شیوه اجرا وسیاستهای مربوط به کاهش مقررات وساختاردهی مجدد مالی را تحت تاثیر قرار خواهد داد. این ملاحظات روی تصور خریداران بالقوه ، درمورد ارزش شرکت دربازار اثر می گذارد.تاثیر بودجه ای فروش، هم دربرگیرنده خالص تغییرات درجریان درآمدی دولت درنتیجه خصوصی سازی وهم وضعیت دولت ازنظر خالص تغییرات دارائیها می باشد .درطول دوره ای که انتقال مالکیت رخ می دهد تاثیر مالی ، بلافاصله درعایدات حاصل ازفروش منعکس خواهد شد. مواردی نظیر عملکرد قبلی شرکت ( مخصوصا" اگر که آن شرکت قبلا" در خطوط شبه تجاری فعالیت کرده باشد ) ، دورنمای بهبود سودآوری ، ارزش برآورد شده زمین شرکت، کارخانه وتجهیزات آن وسیاست زیست محیطی که شرکت تحت آن فعالیت خواهد کرد ، همه برتصوربازار ، ازارزش شرکت مذکور ، اثر خواهند گذاشت . البته اغلب ، فشارسیاسی یا بودجه ای موجب می شود که فروشها با قیمتهائی زیر قیمتهای عادله بازار انجام شوند. هزینه فروش دارائیهای عمومی کاملا" بالا هستندحتی درکشورهائی که بازارهای سرمایه ای بخوبی درآنها توسعه پیدا نکرده اند ، این هزینه ها درکشورهای درحال توسعه که بازارهای سرمایه درآنها پیچیدگی کمتری دارند وبه این علت امکان عرضه دارائیهای عمومی دربازار سرمایه داخلی محدود است ، بیشتر هم می باشد. اما وحشت ازتسلط ونفوذ اقتصاد خارجی ممکن است دولت را به محدود کردن میزان سهام دردست خارجیها یا فروش شرکتهای عمومی دربازارهای بین المللی سرمایه مجبور نماید.دربیشتر موارد ، مخصوصا" درکشورهای کمترتوسعه یافته ، دولت می تواند ازخریداران بالقوه ای که کارکنانشان اغلب برای بررسی ارزش ممکن دارائیها مجهزترند، سودببرد.البته ، هزینه های سنگین درمرحله تضمین صدورسهام ( تعهد خرید مابقی سهام عرضه شده به مردم) می تواند پیش آید.ازبسیاری جهات ، دولت ممکن است درمورد قبول خطر (ریسک) تعهد خرید سهام دروضعیت بهتری نسبت به بخش خصوصی قرار داشته باشد، چراکه دولت با مشکل محدودیت جریان نقدینگی که یک شرکت تعهد کننده خصوصی با آن روبه رو ست ، مواجه نمی باشد.وقتی که فروش انجام می شود ، وضعیت جریان نقدینگی دولت دررابطه با شرکت، ممکن است به چند دلیل تغییر کند . اگرشرکتهای خصوصی درمورد سودهای عملیاتی خود مشمول مالیات باشند ، درآن صورت دولت بخشی از درآمدش را ازشرکتهای خصوصی شده به صورت پرداخت مالیات شرکتها دریافت می کند. بعد ازخصوصی سازی ، قیمتهای فروش ، احتمالا" منعکس کننده جریان تنزل یافته سودهای پس از پرداخت مالیات خواهند بود.دراصل، خصوصی سازی کامل به تغییری درپرداختهای سود، ازبودجه دولت به سهامداران خصوصی منجر می شود، یعنی خالص درآمدهای نگهداری شده ای که برای سرمایه گذاری مجدد مورد استفاده قرار می گیرند . بعد ازخصوصی سازی ، دولت درغالب موارد ، قادر به معوق گذاردن انتقالات جاری یا سوبسیدهائی که قبلا" به شرکت تعلق می گرفت ، خواهد بود، مگراینکه دولت اهداف وسیاستگذاریهای خاصی داشته باشد( مثلا" قیمتهای پایین آب وبرق و... اهدافی درمورد اشتغال و اولویتهائی درمورد توسعه).پایان دادن به انتقالات سرمایه ای وخالص وام دهی دولت به شرکت ، ممکن است بسیار مشکل باشد ، بخصوص وقتی که دولت وامهای اصلی را تضمین کرده باشد. وضعیت وامهای دریافت شده توسط شرکتهای عمومی که توسط دولت ضمانت شده اند باید به روشنی درهنگام خصوصی سازی مشخص شوند.عایدات فروش حاصل ازیک برنامه خصوصی سازی ، ممکن است یا برای کاهش کسری بودجه دولت ، ازطریق کاهش بدهیهایش ویا اینکه با مطلوبیت کمتربرای تامین مالی کاهش مالیاتها یا درجهت هزینه های افزایش یافته استفاده شود. اگرچه فشارسیاسی ، اغلب به اتخاذ تصمیماتی جهت استفاده ازاین عایدات برای افزایش هزینه ها ویا کاهش بار مالیاتی ونه کاهش کسری بودجه منجر می شود. 
برگرفته از: ماهنامه بررسیهای بازرگانی





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 

 

تحریم اقتصادی ، عبارت است از  تدابیری قهرآمیز که توسط گروهی ازکشورها علیه کشوری که به قوانین بین المللی تجاوزنموده ویا از معیارهای اخلاقی مقبول ، تخطی کرده باشد ، اعمال می شود.هدف تحریم کننده (یا کنندگان) آن است که کشور متخلف را مجبور کنند که دست ازاعمال خودبرداردویا لااقل برای پایان دادن به رفتار غیرقابل قبولش پشت میز مذاکره بنشیند.تحریمهای اقتصادی می تواند به سه شیوه تحریم تجاری ، تحریم سرمایه گذاری وسرمایه برداری اعمال شود.تحریم تجاری ، عبارت است از امتناع از خرید وفروش با کشورخاطی . تحریم سرمایه گذاری ، یعنی جلوگیری از سرمایه گذاری کشور متخلف درکشورهای دیگر وممانعت از سرمایه گذاری کشورهای دیگر درکشورمذکورو سرمایه برداری ، یعنی فروش دارائیهای موجود درکشور متخلف.تحریم اقتصادی درجستجوی آن است تا به هرنحو ممکن ، کشور متخلف را ازانجام دادو ستدهای بین المللی محروم سازد . کشورهائی که علیه کشوری دست به تحریم تجاری می زنند ، با یکدیگر عهد می نمایند که ازخرید کالاهای صادراتی کشورمذکور خودداری کرده وازفروش کالاها وخدمات خود به آن کشور نیز جلوگیری نمایند. حتی گامی جلوتررفته وکشور متخلف را مورد تحریم سرمایه گذاری قرار می دهند. به دیگر سخن ، هدف تحریم اقتصادی آن است که یک اقتصادرا ازنفع بردن از بازارهای جهانی کالا وخدمات وسرمایه محروم نماید. درواقع قهرا" تحریم اقتصادی وضعیتی برای کشورمتخلف پدید می آورد که اورا درحالت خودکفائی قرار می دهد. آنها همچنین کشور متخلف را جبرا" به قبولسطح پائینی اززندگی دریک اقتصاد منزوی قرار می دهند.درجه موفقیت اعمال تحریم اقتصادی علیه یک کشور، ازیک طرف بستگی به میزان علاقه وشرکت پذیری تمامی کشورهای دیگر تحریم وازطرف دیگر بستگی به درجه ودرصد وابستگی کشورتحریم شده به تجارت جهانی دارد.واضح است که اگر تعداد کمی از کشورها به تحریم کشور مبادرت ورزند وبقیه کشورهای جهان با آنها همدلی وهمگامی ننمایند ، آن تحریم موفق نخواهد شد. تازه درصورت توافق اکثریت کشورها، باز چگونگی برخورد اقتصاد کشورمنزوی دررابطه با خودکفائی ، یعنی توانائیهای کشورمنزوی دربسیج نیروها علیه آن تحریم (جهت غلبه برآن) نقش حیاتی دارد. کشوری که از منابع غنی ومتنوع طبیعی و زیرزمینی برخوردار بوده وصاحب یک نظام کشاورزی منسجم وکارا باشد، قطعا" درمقابل تحریم اقتصادی ازکشوری که فقط صادرات خودرا متکی به یک یا دوکالا کرده ازوضعیت بهتری برخوردار است.درست است که اعمال تحریم اقتصادی هزینه های سنگینی برای کشور تحریم شده دربردارد ولی هزینه های زیادی نیز برای سایر کشورها نیز به بار می آورد، زیرا بهره مندی از منافع مبادلات بین المللی امری دوجانبه است.
مسلم است ابعاد گونا گون مسئله تحریمها که دراین مقاله به بررسی آن ازدیدگاه علم اقتصاد وتبعات اقتصادی آن توجه شده است نظر به اهمیتی که دارند تحقیقات عمیق و پردامنه تری را درهمه ابعاد طلب می نماید وجادارد که اززوایای دیگر وحتی از همین بعد اقتصادی نیز به طور عمیقتر ومفصلتر مورد توجه وبررسی واهتمام کارشناسان اقتصادی قرار گیرد.
برگرفته از: ماهنامه بررسیهای بازرگانی





نويسنده : سجاد رنجبر رفسنجانی
تاريخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392 
 

 


 
موضوعات
نويسندگان
آرشيو مطالب
امكانات